غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
400
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و سپاه جته را نزد او گذاشت و بيك جيك را بر جمله تقديم داده چنان مقرر ساخت كه امير - تيمور گوركان پيوسته در اردوى الياس خواجه خان باشد و پس از رفتن توغلقتمور بيك جيك دست تظلم و بيداد برگشاده ابواب منافع امراء و انجكيات را بربست و حضرت صاحب قران توقف نكرده عنان عزيمت بطلب امير حسين منعطف گردانيد و در بيابان خيوق سر چاه ساغج بوى رسيده امير حسين از ملاقات آنحضرت بحصول اسباب جمعيت اميدوار گردانيد . ذكر محاربه امراء باتكل و كشته شدن جمعى كثير به تير اجل امير حسين و امير تيمور بعد از آنكه به يكديگر پيوستند پيش حاكم خيوق كه تكل نام داشت رفتند و او قصد گرفتن ايشان كرده امرا با شصت سوار عنان بصوب فرار انعطاف دادند و تكل با هزار مرد مكمل گريختگان را تعاقب نموده در وقت طلوع خورشيد بديشان رسيد و از طرفين دست باستعمال آلات نبرد برده كشش و كوشش به آن مرتبه انجاميد كه از هزار نوكر تكل پنجاه نفر و از شصت سوار امرا هفت تن باقى ماندند و ديگران كشته گشتند يا زخمى شده گريز بر ستيز اختيار كردند آنگاه امراء به بيابان درآمده تكل بخيوق مراجعت نمود و چون شب شد از آن هفت كس كه در خدمت امير حسين و امير تيمور مانده بودند چهار نفر اسبان ايشان را دزديده بماوراء النهر گريختند و حضرت صاحبقران روز ديگر از بيابان بيرون آمده بجماعتى از تراكمه بازخورد و آنطايفه قصد قتلش كرده حاجى محمد نامى آنحضرت را بشناخت و اسب كشيده سوار ساخت و صاحبقران نامدار آنشب در ميان تركمانان بسر برده روز ديگر دو تومغا و يك قطعه لعل بديشان بخشيد و حاجى محمد در برابر سه سر اسب و ما يحتاج ترتيب نموده قولايجى نامى را گفت تا آنحضرترا بامير حسين رسانيد و امير تيمور گوركان امير حسين را سوار ساخته باتفاق متوجه محمودى شدند و به آن موضع رسيده و چاهى فرو برده دوازده روز توقف نمودند . ذكر گرفتار شدن امراء بر دست على بيك جونى قربانى و بيان بعضى ديگر از حالات كه ايشان را پيش آمد بتقدير سبحانى چون على بيك جونى قربانى كه بر حدود مرووماخان مستولى بود كيفيت حال امير حسين و امير تيمور گوركان را شنوده شصت مرد مسلح فرستاد تا ايشان را گرفته بماخان بردند و در موضعى موحش حبس كردند برادر بزرگترش محمد بيك برين جسارت اطلاع اطلاع يافته از حدود خويش جهة امرا تحف و بيلاكات ارسال داشته زبان بسرزنش على بيك